
خب…
دویست و نه باشد یا دویست و چهل…
هفده روزت… گرسنگی باشد و ما کافه نشین به بحث تو شِیک و پاستا نوش جان کنیم ، و هی اشک هایمان را از پسِ بی خبریِ تو به هم بباریم یا که نه…
گوشیِ چرک و سیاه صدایت را به گوش ها ناله کند یا که نه…
دست ها بر صورت فرود آیند یا پاها بر کمر…
آسمانت را گرفته باشند یا حقیقی ترین زمینت را
آخ… دیگر چه فرقی می کند کوهیار؟
چه فرقی می کند جانِ وطن…؟
رفیق… خاطره ای شدی در پس دیوار ها انگار!
ما می دانیم که دیوارهای سنگی و سیاه زمزمه های کافه نشینی مان را در خود خفه می کند ، ولی ما زمزمه می کنیم تا حرفی (!) هم زده باشیم محض خالی نبودن عریضه که تابِ شهوت ش از غریضه پیشی گرفته…
ما می دانیم که دره های اوین تو را شکوفه می دهند هر روز دویست و نه بار…
ما خیلی می دانیم!
حالا باور کنی یا که نه… چه فرقی می کند!
ما هی در فیس بوک برای تو تجمع می کنیم و هی خبر های بی خبری ات را روز شمار شِیر می کنیم تا ببینیم تقویم کم می آورد یا ما به آیینه ها تُف می اندازیم آخر!
و برای نهال و بهنام هی متن های زیبا می نویسیم تا برای تو عذاب وجدان نسیه بگیریم
ما خیلی کارها می کنیم… خیلی حرف ها می زنیم… خیلی روزها می شمریم
تو در چه حالی راستی؟
بازجو روحت را گرو گرفته …؟
دیوار ها نم اشک های مادرت را هی به تو پس می دهند؟
می دانیم!
ما خیلی می دانیم!
و این را هم خوب می دانیم که نه فیس بوک… نه میزهای چپ و لیبرال کافه… نه این وبلاگ ، هیچ کدام کلید سلول تو نیستند!
ما ولی……………………….
کوهیار… کوهیار…
آزاد که شدی
دردهایت را قورت بده
اشک هایت را با بالش ت طوری تطبیق بده که هیچ گوشی خیس نشود
قورت بده
دردهایت را ، زخم هایت را
سرمایه ات را کوهیار…
گوش هامان لایق بر شنیدن ش نیست
که اگر بود
تو فقط در فیس بوک و سر میز کافه های روشنفکری مهم نبودی!
پ.ن : کوهیار گودرزی ، فعال حقوق بشر که در تاریخ نهم مرداد نود بازداشت شده بود هم اکنون در سلول انفرادی بند دویست و نه زندان اوین به سر می برد. وی در طی دوران بازداشت خود و در اعتراض به فشار های وارده و همچنین بازداشت غیر قانونی مادرش هفده روز دست به اعتصاب غذا زد که در پی وخیم شدن شرایط جسمانی اش به ناچار به اعتصاب غذای خود پایان داده ست. وی تا کنون هیچ تماسی با خانواده و اطرافیانش نداشته است و هر روز دامنه نگرانی ها در خصوص شرایط وی افزایش می یابد. پروین مخترع مادر کوهیار که به جرم دفاع از فرزندش بازداشت شده ست از حق داشتن وکیل در دادگاه محروم و از سوی قاضی به یک سال حبس تعزیری تهدید شده است.